تصویر
واژه «تصوير» (image به زبان هاي انگليسي و فرانسه) چنان كاربردهاي گسترده و متنوعي دارد كه ارائه تعريفي ساده و جامع و مانع دشوار مينمايد. بين اشكال گوناگون طرحها، عكسها، نقاشيها، آرمها و نشانهاي تبليغاتي و خط و زبان تصويري يا تصويرهاي ذهني چه وجه مشتركي وجود دارد؟ آيا تعجبآور نيست كه با وجود اين تنوع گسترده درك كم و بيش مشتركي از انواع مفاهيم و مدلولهاي آن مشاهده ميشود؟

از واژه تصوير پي ميبريم كه به چيزي مرئي يا نامرئي دلالت ميكند كه حالتي دارد، واقعي يا خيالي است، مجرد است يا مشخص است، آفريده كسي است يا بازشناخته اوست.
يكي از قديميترين تعريفهاي تصوير از افلاطون است: «نخست سايهها و سپس بازتابهايي را كه ميتوان بر سطح آب يا بر سطح اشياء نيمه براق، صيقلي يا درخشان مشاهده كرد و تمام اين جنس بازنماييها را تصوير مينامم.»
پس با اين تعريف تصوير عبارت است از آنچه در آيينه يا آنچه با فرآيندهاي بازنمايي مشابه آيينه، بازتاب مييابد. بنابراين تصوير چيزي ثانوي است كه انعكاس يا بازنمايي «حقيقت» يا «واقعيت» ديگري است.
در نظريههاي شناخت، تصوير مبنايي است كه فرآيند انتزاع و تجريد، يعني شكلگيري مفاهيم و سپس تفكر را امكانپذير ميسازد. تصوير اشياء و پديدهها در ادراك حسي و حافظه تصويري يا ديداري سبب بازشناسي محيط پيرامون ميشود و در فرآيند شناخت نقش بسيار مهمي دارد.
از سوي ديگر، تصوير ذهني در غياب اشياء يا پديدهها نيز در ذهن حضور دارد و در فعاليتهاي رواني، تخيل و عواطف بيشترين سهم را ايفا ميكند. خواب ديدن فعاليت گزينشي پيچيده و ناخودآگاه ذهن در يادآوري و رؤيت دوباره تصويرها و تنظيم يا بازنمايي دلبخواه آنهاست. معمولاً خواب را با احساس ديدن فیلم توصيف ميكنند. يادآوري يا تجسم تصويرهاي مشاهده شده پيشين به خصوص يادآوري صحنههاي تأثرانگيز، مهيج، مشمئزكننده، تكاندهنده يا دوستداشتني، شيرين، لطيف و پرمهر در بسياري موارد سبب بروز دوباره همان واكنشها، عواطف و احساسهايي ميشود كه در نخستين مواجهه پديد آمده است.
بسياري از بيماريهاي رواني با ديدن تصاوير همواره است. توهم تصويري بيمارگونه با مشاهده تصاوير ذهني هولناك و دلهرهآور آغاز ميشود و به آشفتگيها و اختلالات خفيف يا شديد سيستم عصبي و تفكر ميانجامد. داروها و مواد توهمزا نيز با «هجوم» تصاوير در ذهن مصرفكننده رابطه او را با واقعيت محيط اطراف خود ضعيف يا قطع ميكند.
تخيل، تصور و تجسم كه در آفرينندگي هنري نقش بسيار حساسي دارند، اساساً به بازنمايي تصويري پيوستهاند. طرح اوليه هنرمندان اغلب به صورت تصويري در ذهنشان مجسم ميشود. بسياري از هنرمندان يا حتي دانشمندان گزارش دادهاند كه تمام اثر يا نظريه خود را بهطور كامل در رؤيا يا تخيل «ديدهاند» و سپس زمان درازي را براي پرداخت دقيق جزئيات يا محاسبات لازم سپري كردهاند.
منشأ هنر در سير تكامل جوامع بشري را به دليل نقاشيها و اشكال منقوش در غارهاي متعدد سراسر جهان به دورههاي غارنشيني انسانهاي ماقبل تاريخ نسبت ميدهند. به علاوه تصوير را نخستين وسيله ارتباطي ميان انسانها دانستهاند. اين وسيله ارتباطي در شكل تكامل جوامع بشري و انتقال تجربه و انديشه بسيار حايز اهميت است.
در دنياي امروز، رايانهها به مفهوم تصوير بعدي تازه دادهاند. تصوير سه بعدي و «واقعيت مجازي» در حال خلق فضايي تازه است كه به فضاي رايانهاي يا cyberspace مشهور شده است. اكنون به كمك ابزار و وسايل گوناگون از جمله ليزر، اشياء و فضاهايي "خلق" ميشود كه از لحاظ تأثيرگذاري نه تنها مشابه اشياء يا فضاهاي "واقعي" است بلكه در بيشتر موارد به كاربر قدرت دخالت و كنش متقابل در "دنياي مجازي" خلق شده را ميدهد.
ميتوان تمايز عمدهاي بين انواع گوناگون تصوير قايل شد: تصاوير ساخته شده و تصاوير ثبت شده. اين يك تمايز بنيادي است.
تصاوير ساخته شده كم و بيش از يك مدل تقليد ميكنند، مانند تصاوير مستند علمي كه مدلي را ارائه ميدهند. نمود عمده اين تصاوير، تقليدي بيعيب و نقص است و آنچنان كامل و شبيه كه ميتوانند به واقعيت مجازي بدل شوند و اين توهم را به وجود آورند كه تصوير واقعي است بي آنكه آنقدرها هم كه به نظر ميرسد واقعي نباشند. اين تصاوير همانندي كامل با شيء واقعي دارند: شمايلهاي كامل.
تصاوير ثبت شده اغلب شبيه آن چيزي هستند كه بازنمون ميكنند. عکاسی، ويدئو و فيلم ثبت شباهت كامل تصويرها يا شمايلهاي خالص تلقي ميشوند.
بهطور خلاصه، با توجه به آنچه تاكنون گفته شد ميتوان دريافت كه جنبه بصري تصوير در تمام انواع كاربردها و مفهومهاي متنوع آن، اصليترين خصيصه مشترك آنهاست.
تصویر دیجیتالی
یک تصویر را می توان توسط تابع دوبعدی f(x,y) که در آن X و Y را مختصات مکانی و مقدار f در هر نقطه را شدت روشنایی تصویر درآن نقطه می نامند. اصطلاح سطح خاکستری نیز به شدت روشنایی تصاویر مونوکروم اطلاق میشود . تصاویر رنگی نیز از تعدادی تصویر دوبعدی تشکیل می شود.
زمانی که مقادیر X و Y و مقدار f(x,y) با مقادیر گسسته و محدود بیان شوند ، تصویر را یک تصویر دیجیتالی می نامند. دیجیتال کردن مقادیر X و Y را Sampling و دیجیتال کردن مقدار f(x,y) را quantization گویند.
برای نمایش یک تصویر M * N از یک آرایه دو بعدی ( ماتریس) که M سطر و N ستون دارد استفاده می کنیم . مقدار هر عنصر از آرایه نشان دهنده شدت روشنایی تصویر در آن نقطه است. در تمام توابعی که پیاده سازی خواهیم کرد ، هر عنصر آرایه یک مقدار 8 بیتی است که می تواند مقداری بین 0 و 255 داشته باشد. مقدار صفر نشان دهنده رنگ تیره ( سیاه ) و مقدار 255 نشان دهنده رنگ روشن ( سفید ) است.
به عنوان مثال تصویر زیر که سایز آن 288 * 265 است از یک ماتریس که دارای 288 سطر و 265 ستون است برای نمایش تصویر استفاده می کند .

هر پیکسل از این تصویر نیز مقداری بین 0 و 255 دارد . نقاط روشن مقادیری نزدیک به 255 و نقاط تیره مقادیر نزدیک به 0 دارد. همه توابع پردازش تصویر از این مقادیر استفاده کرده و اعمال لازم را بر روی تصویر انجام می دهند.
منبع:
کتاب نشانه ها
سایت انجمن های تخصصی ترفندستان
سایت انجمن تخصصی رباتیک
عکس: jalbum.net
دانلود: برای دریافت نسخه PDF مطلب و پرینت آن اینجا کلیک کنید.
مطالب مرتبط داخلی:
آستا کوتاه شده "آموزش سینما و تئاتر آنلاین" کوششی است برای گردآوری مقالات و پیوندهای پیرامون بخش های شناسی و آموزشی سینما, تلویزیون, ویدیو, عکاسی, تئاتر و دیگر شاخه های تصویری وابسته به آن به زبان پارسی بر روی شبکه مجازی.