سینمای ایتالیا

تاریخچه سینمای ایتالیا, دوره فاشیستها, نئورئالیسم, سینماگران و فیلمهای نامی ایتالیا


شروع سینما در ایتالیا را میتوانیم سال 1905 بدانیم. تا اواخر دهه ی ابتدایی قرن بیستم چندین استودیو فیلمسازی و سالن سینما در شهرهای بزرگ ایتالیا چون رم، تورین، میلان وناپل ساخته شد.

شهرت سینمای ایتالیا در اوایل کار به دلیل ساختن فیلم های تاریخی باشکوه با جمعیت فراوان و صحنه های عظیم بود. فیلم های تاریخی در این دوره حرف اول را در سینمای ایتالیا میزدند.

از فیلم های معروف دهه اول قرن بیستم در سینمای ایتالیا میتوان به فیلم های «آخرین روزهای پمپی» لوییجی مگی- «ژاندارک» ماریوکا زرینی- «سقوط تروا» و «سزار» جووانی پاسترونه اشاره کرد.

در سال 1913 اقتباس سینمایی عظیم انریکو گواتسونی «کجا می روی» از رمان مشهور «هنریک سینکیه ویچ»- برنده ی جایزه ی نوبل ادبی- با موفقیت تجاری در بازارهای بین المللی سبب افزایش ساخت فیلم های باشکوه تارخی شد.

اما اوج این جریان تاریخی خود را در فیلم کابیریا (1914) به کارگردانی جووانی پاسترونه نشان می دهد.این فیلم که با هزینه یک میلیون لیری ساخته شده و روایتی است باشکوه از نبردهای هانیبال کارتازی با نیروهای رمی،به علت تقارن نمایشش با آغاز جنگ جهانی اول شکست تجاری سختی می خورد.

از دیگر فیلم های این دوره سینمای ایتالیا می توان به فرانسیس قدس از جووانی پاسترونه و گل شر از کارمینه گالونه اشاره کرد.

با نزدیک شدن به دهه بیست نیاز بازار به فیلم های تاریخی اشباع شد.دوره ی رکود برای سینمای ایتالیا فرا رسید.از علت های اصلی رکود در سینمای ایتالیا،علاوه بر تاثیرات منفی جنگ جهانی اول، ورورد قدرتمندانه هالیوود با ستارگان فراوان و امکانات بی شمار به بازار جهانی فیلم بود.

 تنها وجه ماندگار این دوره از سینمای ایتالیا، نام گذاری سینما به عنوان هنر هفتم از سوی ریکوتو کانودو منتقد ایتالیایی است.

 

 دریافت: برای PDF نوشتار و پرینت آن از اینجا دریافت کنید.

ادامه نوشته

زمان و تدوین در فیلم کوتاه

اهمیت تدوین و ضربآهنگ در « فیلم کوتاه» 


نوشته : فرهنگ آدمیت

 

جایگاه فیلم کوتاه

از آنجا که در سینما همیشه و در همه جا، معیار توجه و سرمایه‌گذاری بر فیلم‌سازان جوان، ساختن فیلم‌های درخشان کوتاه بوده است، و سینمای کوتاه به دلیل ارزان بودنش محل ثبوت قابلیت‌های فیلم‌سازی؛ فیلم‌سازان جدی این عرصه را وادار به دفاع از استقلال این گونه از سینما و اهمیت آن در مقابل سینمای بلند درآمدزا نموده است، چون بی‌تردید در برخورد عوامانه با این مقوله، سینمای کوتاه مترادف است با سینمای آماتوری و سیاه مشق سینمای بلند.

و این تعبیر آن‌چنان به دور از انصاف است که برای آن‌ها که دل‌مشغولی فيلم كوتاه دارند، کار را به جایی می‌رساند که برای اثبات هویت مستقل  فيلم كوتاه، گاهی خود را در دام مغالطه‌های بی‌شمار می‌اندازند که مثلا بگویند که فیلم‌کوتاه زیربنا و بنیان اساسی درک و آموزش سینماست! این حرف کاملا غلط نیست اما غلوآمیز می‌نماید و جزء مصداق‌های دفاع بدتر از سکوت است، زیرا اگر فیلم‌کوتاه عرصه‌ی آموزش بشود، کیفیت منحصر به فردش تحت شعاع قرار خواهد گرفت. هرچند این نگاه‌ها به دلیل مهجور بودن فیلم‌کوتاه کاملا همزادناک و قابل درک است ولی نباید در این مورد راه اغراق رفت.

نگاه کردن به اختصاصات این رسته از سینما کاریست که می‌توان با آن توجه مسؤلین را به آن پیش از پیش جلب کرد: فیلم‌کوتاه اولین و فراگیرترین سفیر فرهنگی کشورهایی مانند ما برای جهان است و هیچکس در این تردید ندارد. زیرا با بوجه‌هایی نه چندان زیاد ساخته می‌شود، در ضمن دست و پا گیری مسائل اکران را مانند فیلم‌بلند ندارد و در نهایت این‌که طرف مخاطبش در جشنواره‌ها، عموما فرهیختگان هستند و فرهیختگان هر ملتی به مثابه‌ی مغز و شعور آن ملت محسوب می‌شوند.

هر چند هدف این نوشتار بحثی است تئوری در باب ضربآهنگ در سینمای کوتاه؛ اما غرض از گفتن این چند سطر این بود که تأکید بر ویژگی‌های سینمای کوتاه، چه در وجه تأثیرگذاری اثر و چه در وجه تئوری و آموزش سینما می‌تواند بهترین دفاع برای اهمیت آن باشد.

 دانلود: برای دریافت نسخه PDF مطلب و پرینت آن اینجا کلیک کنید.

ادامه نوشته

نئورئالیسم

 نئورئاليسم چیست؟ تاریخچه ای از مکتب نئورئاليسم در ایتالیا


نئورئاليسم ايتاليا

نئورئالیسم (Neorealism) : اصطلاحی که نخستین بار در سالهای 43-1942 توسط منتقدان ایتالیایی " آنتونیو پیترنگلی "و " امبرتو باربارو " به عنوان جنبشی در سینمای ایتالیا تعریف شد که آغازگر آن فیلم " وسوسه " (1942 ) ساخته لوکینو ویسکونتی بود.

فیلم " وسوسه " (1942 ) برداشتی آزاد از داستان " پستچی همیشه دو بار زنگ می زند" اثر "جیمز کین " بود که به ایتالیایی برگردانده شده بود. این فیلم که در محلهای طبیعی فیلم برداری شد از نظر تصویری اصالتی بدست آورد که قابل قیاس با میزانسنهای مصنوعی تحمیل شده به فیلمهای ایتالیایی دوران رژیم فاشیستی نبود.

در واقع نئورئالیسم گرایش کاملا جدیدی هم نبود. بلکه رواج مجدد قالب برخی از فیلمهای ایتالیایی دهه 1910 و بعدتر بعضی فیلمهای ساخت فرانسه (آثار ژان رنوار) و بعضی کشورهای دیگر بود. اما در سال 1942 بصورت جنبشی آگاهانه و نوپا در سینمای ایتالیا مطرح گردید.

عوامل اقتصادی ‚ سیاسی و فرهنگی کمک کردند تا نئورئالیسم پا بگیرد. فیلمهای متعددی به تقلید از "وسوسه" به سبک نئورئالیسم ساخته شدند که در بین آنها فیلم دزد دوچرخه (1942 ) ساخته ویتوریو دسیکا را می توان نام برد.

 

دانلود: برای دریافت نسخه PDF مطلب و پرینت آن اینجا کلیک کنید.

ادامه نوشته