بازیگری و واقع نمایی

بازیگری و واقع نمایی, بازیگری رئالیستی و غیر رئالیستی


بازیگری را اغلب ، در مقوله رئالیسم ( مشابهت رفتار ، حالات ، ژست ها ، فیگورها ، لحن صدا ، شیوه گفتار و ... در بازی بازیگر با زندگی واقعی که در اطرافمان می بینیم ) بررسی می کنند. شاید این نوع بازی ، خوب و قابل قبول به نظر برسد ، اما نمی توان بازیگری را به آن محدود کرد. بازی یک بازیگر بر اساس رفتاری که در دنیای بیرون از سالن سینما داریم ، همیشه کارساز نیست و این مسئله ، چند دلیل دارد :

 
img/daneshnameh_up/1/15/rainman1.jpg• آنچه را که بازی رئالیستی می نامیم ، مفهومی است که در طول تاریخ سینما تغییر کرده است. برای مثال امروزه ما ممکن است فکر کنیم ، بازی تام کروز ( Tom Cruze ) و داستین هافمن ( Dustin Hoffman ) در فیلم مرد بارانی ( 1988- Rain Man ) ، ساخته بری لووینسون ( Barry Levinson) ، کاملا رئالیستی هستند و به زندگی واقعی بسیار شبیه اند ، در حالی که در اوایل دهه 1950 ، سبک بازیگری اکتورز استودیو در نیویوورک ، به صورتی که در بازی مارلون براندو ( Marlon Brando ) ، برای مثال در فیلم در بارانداز ( 1954- On The Waterfront ) ، ساخته الیا کازان متجلی بود ، حد اعلای بازی رئالیستی تلقی می شد. هر چند امروزه هم بازی مارلون براندو در این فیلم ها یا ، شاگردان موفق دیگر اکتورز استودیو در فیلم هایشان عالی به نظر می رسد ، ولی دیگر در تقابل با بازی هایی که بازیگران در فیلم های جدید انجام می دهند آگاهانه ، غلو شده و غیر رئایستی به نظر می رسد.

(متن کامل در ادامه مطلب)

دانلود: برای دریافت نسخه PDF مطلب و پرینت آن اینجا کلیک کنید.

ادامه نوشته

سینمای کلاسیک هالیوود

سینمای کلاسیک هالیوود چیست؟ عصر طلایی در هالیوود, سبک کلاسیک سینمای هالیوود، نحوهٔ تولید فیلم‌های کلاسیک، نحوهٔ تولید فیلم‌های کلاسیک، تعیین نمودن دوره‌های مختلف برای دوران کلاسیک هالیوود


سینمای کلاسیک هالیوود یا روایت کلاسیک هالیوود، اصطلاحاتی در تاریخ سینما می‌باشند که هردو بر نوعی سبک دیداری و شنیداری معیّن در ساخت تصاویر متحرک و نحوه تولید آنها اطلاق می‌شوند. این سبک در صنعت فیلمسازی آمریکا تقریبا بین سالهای ۱۹۱۰ تا ۱۹۶۰ میلادی مورد استفاده بوده‌است.

اساساً آثار سبک کلاسیک، بر مبنای اصل ویرایش مداوم و با سبک و شیوهٔ «نامرئی» ساخته می‌شدند. یعنی، نه حضور دوربین و نه حضور ابزارهای صدابرداری، هیچیک توجه کسی را جلب نمی‌کرد و برای هیچکس محسوس نبود. (این همان ویژگیست که ممکن است در کارهای مدرن یا پست مدرن نیز به چشم بخورد).

 

عصر طلایی

عصر طلایی هالیوود، در تاریخ سینمای آمریکا، اصطلاحا به دورانی اطلاق می‌شود که از پایان دوران سینمای صامت، یعنی از اواخر سال ۱۹۲۰ میلادی آغاز شده و تا حدود سال ۱۹۶۰ میلادی به طول می‌انجامد. در طی این دوران، که دورانی پربار در صنعت سینما محسوب می‌شود، تعداد بسیار زیادی فیلم توسط استودیوهای فیلمسازی هالیوود تولید گردید.

(متن کامل در ادامه مطلب)

دانلود: برای دریافت نسخه PDF مطلب و پرینت آن اینجا کلیک کنید.

ادامه نوشته

سینمای پست مدرن

شباهتها و تفاوت های سینمای کلاسیک, مدرن و پست مدرن, ویژگیهای سینمای پست مدرن, نگاهی اجمالی به ریشه های شكل گیری پست مدرنیسم در سینما, بررسی شیوه های پست مدرنیستی در سینما


قسمت اول

اساسا شباهتهای بسیاری بین مولفه های سینمای مدرن و سینمای پست مدرن به چشم می خورد تا جاییکه گاهی تمایز و مرزبندی بین این دو بسیار دشوار و حتی غیر ممکن به نظر می رسد. به قول هویسن: "ماهیت بی‌شكل، آشفته، نامنظم و غیرشفاف و به لحاظ سیاسی ناپایدار، فرار، سیال و متغیر پست مدرنیسم خود این پدیده را بی‌اندازه گمراه‌كننده و ابهام‌آمیز ساخته و تعریف و تعیین مرزها و محدوده‌های آن اگر نگوییم غیرممكن، بی‌اندازه دشوار می‌گردد."

Blue, White, Red

سینمای مدرن : گسستن از سنتها

منظور از مدرنیسم گرایشی است که از اواخر قرن نوزدهم تا دهه 1930 در هنرهای تجسمی(امپرسیونسیم)، ادبیات داستانی (جویس، همینگوی، فاکنر،پروست و...)، تئاتر (چخوف، استریندبرگ) و... ظهور پیدا کرد و انقلابی بزرگ در عرصه هنر به وجود آورد.

در اینجا لازم می دانم ابتدا به صورت فهرست وار به برخی از تفاوتهای سینمای کلاسیک و سینمای مدرن اشاره نمایم:

1- منابع :

سینمای کلاسیک : داستانها و رمانهای عامه پسند اواخر قرن نوزدهم – شباهت به داستهانهای ادگار آلن پو

سینمای مدرن : ادبیات مدرن – شباهت به داستانهای چخوف

2- تمرکز :

سینمای کلاسیک : بر پیرنگ و سببیت

سینمای مدرن: بر شخصیت

3- روایت :

سینمای کلاسیک : تاکید بر درام و دراماتیک بودن – استفاده از ضرب الاجلهای زمانی (تعلیق) - عینیت

سینمای مدرن : خطی و اپیزودیک، سرگردانی، سفر - دور شدن از منطق سببی و ظهور عنصر تصادف – ذهنیت و روایت سوبژکتیو

4- راوی :

سینمای کلاسیک : دانای کل

سینمای مدرن : سوم شخص محدود

5- زمان :

سینمای کلاسیک : نیوتونی

سینمای مدرن : زمان روانشناختی برگسونی

6- پایان بندی:

سینمای کلاسیک: قطعی و به سمت دور شدن از ابهام

سینمای مدرن: باز و حاکمیت ابهام

(متن کامل در ادامه مطلب)

دانلود: برای دریافت نسخه PDF مطلب و پرینت آن اینجا کلیک کنید.

ادامه نوشته

سینمای مدرن

نگاهی گذرا به مدرنیسم در سینما و تاریخچه آن, تفاوت های سینمای مدرن با سینمای کلاسیک به همراه نمونه های قابل بحث


ظهور سینما در اوایل قرن بیستم همزمان بود با اوج مدرنیسم در سایر هنرها و سینما بالطبع به عنوان هنری که ریشه در شش هنر دیگر دارد از آنان تاثیراتی گرفته. مفهوم داستان مدرن با آثار نویسندگانی چون جویس ، همینگوی ، پروست و... در آغاز قرن بیستم شکل گرفت و در حالیکه سینما روزهای آغازینش را می گذراند ، داستان نویسان مدرن به شیوه های تازه ای برای روایت دست می یافتند. در نقاشی و کلا هنرهای تجسمی مکاتب تازه ای چون امپرسیونیسم ( و بعد پست امپرسیونیسم) ، کوبیسم و آثار انتزاعی بوجود آمدند. پس سینما از همان اوان تولد با جنبشی گسترده که به آن هنر مدرن اطلاق می شد روبرو گردید.

بهتر آن است آن چیزی را که سینمای کلاسیک می خوانیم در آمریکا جستجو کرده و از آن جا آغاز کنیم. آمریکای اوایل قرن بیستم ، کشوری که تازه قصد ورود به عرصه های گسترده جهانی را داشت و بدون کمترین پیش زمینه تاریخی و فرهنگی به سینما چشم دوخت. استودیو های آمریکایی از همان ابتدا چشم به تماشاگر داشتند و با شگرد های مختلف ، همچون ستاره سازی، سعی در کشاندنش به سینما می کردند. اولین بار مفهوم فیلم داستانی توسط ادوین اس پورتر و با فیلم معروفش سرقت بزرگ قطار وارد سینما شد. آمریکایی ها ارزش داستان گویی و داستان پردازی را درک کردند و کسانی چون دیوید وارک گریفیث اقدام به ساخت شماری از بهترین آثار داستانی سینمای صامت نمودند. در همین حال سینمای اروپا و شوروی سمت و سوی دیگری در پیش می گرفت.

(متن کامل در ادامه مطلب)

دانلود: برای دریافت نسخه PDF مطلب و پرینت آن اینجا کلیک کنید.

ادامه نوشته

اطلاعیه

سلام

من نوسینده ی این وبلاگ هستم. نمی دانم شما چه مدت خواننده ی این وبلاگ بوده اید. بیش از دو سال است که مطالب این وبلاگ با زحمت زیاد توسط من از اینترنت یا کتاب ها جمع آوری می شود و با منبع درج می گردد. گاهی اوقات ساعتها کار می کردم و مطالبی را از زبان دیگری به فارسی ترجمه می کردم و گاهی تجربه های شخصی خودم یا استادانی که داشته ام را به آنها اضافه می کردم.

هدف من از تاسیس این وبلاگ علاوه از یادگیری خودم در مورد سینما و تئاتر انتقال اطلاعات و آشنایی فقط دوستداران سینما و تئاتر بود نه کس دیگر. فکر می کردم که ایرانیان و دیگر فارسی زبانان از این کار من استقبال خواهند کرد. با اینکه این کار زحمت زیادی داشت و وقت من را می گرفت و با اینکه دوستانی پیشنهاد می کردند که چرا مطالب را در وب سایتی قرار نمی دهم اما اصرار من بر این بود که مطالب رایگان و بدون آگهی خاصی و ساده در محیط وبلاگی باشند.

مدت زیادی از مطالب استفبال شد و من از این بابت خوشحال بودم اما این خوشحالی چندان طول نکشید. زیرا کسانی با وبلاگ ها و سایتهای دیگر که گاه و بی گاه و با بی نظمی بیشتری بروز می کردند مطالب را بدون ذکر منبع واقعی و یا منبعی که از آن کپی کرده اند اقدام به کپی برداری کردند و هر چقدر که من به آنها می گفتم که لینک و منبع آن را درج کنند گوششان بدهکار نبود.

فکر کنم این ساده لوحی من بود که می خواستم فرهنگ و قوانین کپی رایت را وارد هنر سینما حداقل در دوستداران آن کنم. اما به این نتیجه رسیدم که مردم ایران خیلی بی فرهنگتر از آن هستند که چنین حرف هایی را گوش دهند.

سپس تصمیم گرفتم که کلیک راست وبلاگ را ببندم تا کپی کنندگان را کمی به زحمت و یا به فکر بیاندازم که می توان با اجازه از صاحب وبلاگ هم اینکار را کرد.  البته جز دو نفر کسی احازه ای نگرفت و برعکس به قول خودشان برای تکثیر مطالب فحش های رکیکی برایم نوشتند که مجبور شدم بعضی را حذف کنم .من کاملآ آگاه بودم که راه آنها را کامل نبسته ام و در واقع به هیچ شکلی نمی توان کامل این  کار را کرد.

با این حال می خواستم که کمی به زحمت و فکر بیافتند. اگر از من اجازه می خواستند من تمامی مطالب را برای آنها ایمیل می کردم. از دید من خود این هم یک کار فرهنگی بود.

من حتی برای راحتی دیگر خوانندگان که می خواهند مطالب را روی رایانه خود داشته باشند و یا از آنها پرینت کنند شروع کردم تک تک مطالب را بصورت pdf تبدیل کردن تا راحت بتوانند از آن استفاده کنند و تکثیر کنند که این کار ساعتها وقت مرا می گیرد و به همین دلیل است که در ماه گذشته وبلاگ چندان بروز نشده است.

چیزی که من نمی فهمم این است که جمع آوری مطالب با این نظم و محتوا برای شان خیلی ساده است؟ خودمانی و حقیقتش را می گویم برای من نیست. اگر برای آنها آسان است چرا فحش می دهند مثل کار من را انجام دهند. این وبلاگ دارای بالاترین بازدید سینمایی در میان وبلاگها و وبسایتهای فارسی زبان است و فقط سایت های مرجع مانند ویکی پدیا و دانشنامه رشد و یا سینما فردا در این حد در گوگل قابل روئیت هستند پس نیازی به تکثیر بیشتر نیست اگر مطالبی از خود دارند بیاورند و همه استفاده کنند و من بیش از همه از آنها ممون خواهم بود.

سوال دیگر اینکه آیا زمانی پول داده و کتابی می خرند با اینکه نویسنده آن کتاب تقریبآ همین کارهایی که من انجام داده ام را می دهند باز هم فحشی نثار وی می کنند؟ 

و سوال آخر  آیا اصلآ ایرانی جماعت لیاقت و فرهنگ چنین کار هایی را دارند یا نه؟ آیا برای بالا نگاه داشتن مقام هنر در جامعه ما خواهیم توانست این فرهنگ را بپذیریم؟ من کم کم به این نتیجه می رسم که واقعآ چنین لیاقتی ندارند و از این افسوس می خورم که آیا تمامی کارهای من بیهوده است؟

افسوس

پی نوشت: ممنون از نظرات شما. باعث دلگرمی ست. با حرف های شما هم موافقم شاید زیاد به دل گرفتم این قضایا را. به زودی وبلاگ بروز رسانی مرتبش را آغاز خواهد کرد.

در ضمن گروه آستا در فیس بوک (FACEBOOK) هم فعال شده است دوستانی که در فیس بوک عضو هستند می توانند با جستجو در آن عضو گروه آستا شوند.