۲۵ قانون برای کارگردانان از سم مندس

در جشن بهاری Roundabout Theatre Company در سال ۲۰۱۴، مراسم تجلیل از سم مندس کارگردان پرآوازه بریتانیایی به پاس قدردانی از کارنامه پرکار او در سینما (فیلم هایی همچون" جیمز باند: اسکای فال" و "زیبایی آمریکایی")  و تئاتر (نمایش هایی همچون "شاه لیر" و "چارلی و کارخانه شکلات سازی" که در لندن به اجرا در آمد) برگزار شد.

بعد از بررسی کارنامه هنری او در این مراسم که در منهتن برگزار شد، این کارگردان بریتانیایی برنده اسکار ضمن سپاسگزاری از برگزار کنندگان مراسم گفت: "این ستایش ها با تمام زیبایی که دارند، یک نگاه به عقب است و مربوط به گذشته" و سپس تصمیم گرفت تا آموخته های خود در طول این مدت فعالیت به اشتراک بگذارد؛ سپس ادامه می دهد "اگر کارگردانی بین حضار وجود دارد یا هر کسی که علاقه مند به کارگردانی است؛ من ۲۵ قدم برای تبدیل شدن به یک کارگردان خوشحال تر دارم."

۱- همیشه همکاران خوبی انتخاب کنید. واضح به نظر می رسد، اما بهترین همکاران آنهایی هستند که با شما مخالفت می کنند. این موضوع نشان می دهد که آنها علاقه مند و صاحب نظر هستند و فقط زمانی بله می گویند که صادقانه موافق باشند.

۲ – سعی کنید بیاموزید که چطور آشنا را غریب و غریب را آشنا کنید. شکسپیر را طوری کارگردانی کنید که انگار یک متن جدید است و با یک متن جدید مانند یک متن شکسپیر رفتار کنید.

۳ – اگر شانسش را داشتید، حتما با جیم جودی دنچ (بازیگر زن بریتانیایی) کار کنید.

۴ – یاد بگیرید بگویید "جواب آن را نمی دانم" این حرف می تونه آغاز یک روز خوب تمرین باشه.

۵ – به آمفی تئاتر باستانی اپیدوروس در یونان بروید. باعث می شود بفهمید که بخشی از چه چیزی هستید! و باعث می شود دیدگاهتان به دنیا عوض شود. اگر یک هنرمند باشید باعث می شود احساس مرکزیت و تعلق داشته باشید و هیچوقت این احساس را در جایی دیگر تجربه نخواهید کرد!

ادامه نوشته

جلسه اول آموزش بازیگری : نکات طلایی برای بازیگر های مبتدی

در این مطلب قصد گفتن چندین نکته طلایی را برای مبتدی ها داریم که بسیار میتواند به زیبایی اجرای آنها کمک کند. از نظر من بازیگری یعنی این که خودم را به مدت کوتاهی از خودم دور کنم و کسی باشم که هیچ وقت نخواهم بود و در آن موقعیت به ضعف ها و اشکالات خودم پی برده و خودم را اصلاح کنم. دقیقا مثل یک زندگی مجاری دوم می مونه که می توان در آن زندگی کرد.

در این مطلب که برگرفته از مبانی و اصول بازیگری است ما به شما چندین نکته طلایی می گوییم که در اولین اجرا برای مبتدی ها خیلی مهم هست و می تواند اجرای آن ها را تا چندین برابر زیبا و قوی تر کند. این نکات هم برای بازیگری سینما و هم برای بازیگری تئاتر کاربرد دارد اما برای تئاتر مفید تر است زیرا در سینما چیزی وجود دارد به نام تصویربرداری دوباره و در صورت زیبا بازی نکردن قابلیت اجرای دوباره نقش وجود دارد ، اما در تئاتر فقط در آن زمان شما یک بار در عمرتان می توانید آن نقش را ایفا کنید و دیگر در صورت اجرای بد آن راه برگشتی وجود ندارد. برای همین اجرای هرچه قوی تر و بی عیب تر آن بسیار حائز اهمیت است.
 

 

 

http://s3.picofile.com/file/7727221826/bazigari.jpg

1. نترسید !

اولین چیز حائز اهمیت قطعا روبرو شدن و دست و پنجه نرم کردن با صحنه و ترس اولیه از آن است ! از صحنه نترسید. برای فراموش کردن موضوع و کنار آمدن با آن کافی است فقط روی نقش خود تمرکز کنید و به هیچ چیز دیگری توجه نکنید. فقط نقش خود را به خوبی ایفا کنید و از نوری که روی شما متمرکز است لذت ببرید و کاری کنید که باید بکنید. البته ترس از صحنه قطعا بعد از چندین بار رفتن به روی صحنه از بین می رود و راحت تر با آن کنار می آیید. البته ناگفته نماند که همیشه بخشی از ترس در صحنه در شما باقی خواهد ماند که باعث هوشیاری شما و اجرای بهتر بر روی صحنه می شود.

2. ماشینی نباشید !

شما ربات نیستید ! قرار نیست شما از روی فیلمنامه و نمایشنامه برای بینندگان خود بخوانید. قرار نیست آنها را حفظ کرده و مانند یک ربات و ماشین آن ها را بازگو کنید. چیزی که بازیگران خوب را از بقیه جدا می کند حس و باور کردن اجرا است. شما باید با حس نقش خود را ایفا کنید و نه اینکه مانند یک ربات خشک و ساده ایستاده و دیالوگ ها را بازگو کنید. برای اینکار نقش خود را باور کنید و همانظور که گفتم در زمان اجرا در آن نقش زندگی کنید. بینندگان به راحی و سرعت متوجه حالت ماشینی و بد بودن اجرا شده و از آن لذت نمی برند. هیچوقت تا وقتی که واقعا بازی و نقش خود را درک نکرده اید حتی یک کلمه هم چیزی نگویید. سعی کنید چندین بار فیلمنامه و نمایشنامه را خوانده و نقش را باور و درک کرده و سپس برای اجرای آن به روی صحنه بروید.

3. بازیگری تمام باور و خلاقیت است !

همانطور که در مقدمه گفتم بازیگری یعنی زندگی کردن در یک دنیای مجازی دوم ؛ همش باور است. برای داشتن یک اجرای خوب کافی است که بینندگان شما این را باور کنند که شما همان کسی هستید که در نمایشنامه و فیلمنامه نوشته شده است. برای اینکار کافی است ابتدا خودتان این را باور کنید. برای سفر بیبن دنیای واقعی خود و دنیای نقشی که هستید کار سختی نیست. کافی است که فقط این را باور کنید و کمی خلاقیت داشته باشید تا نقش را به زیباترین شکل ممکن اجرا کنید.

4. یک بازیگر باید یک فیلسوف ورزشکار باشد !

یک بازیگر باید از ذهن و بدنش برای اجرای هر چه بهتر نقشش نهایت استفاده را ببرد. ذهنش باید قابلیت فهم چیز ها را داشته باشد و بدنش باید توانایی به تصویر و اجرا کشیدن آن موضوع را داشته باشد و بتواند با کمک حرکات دست و صورت و بدن نهایت اطلاعات و حس را به بیننده منتقل کند. منظور از فیلسوف بودن خلاق بودن و قوی بودن ذهن شماست که باید موضوع را درک و به خوبی به اجرا بگذارد و منظور از ورزشکار بودن این است که باید با حرکات درست و بجا این ارتباط را با بیننده تکمیل کند. نباید همش خشک و ایستاده باشید و با استفاده از اطلاعات ذهنی پیام و موضوع را به بیننده انتقال دهید و نباید اینور و آنور دویده و فقط به حس بینایی تکیه کنید. حتما باید این توازن را در اجرای خود رعایت کنید.


http://s3.picofile.com/file/7728103010/acting_35.jpg

 

 

ادامه نوشته